دو تا حیرون من و تو

کعبه ی دلم

 

تمام شعر های من ، اسیر واژه های تو

صبوری نگاه من ، درون قصه های تو

به تار های روح من ، دوباره زخمه می زنی

نوای زنگانیم ، به زیر ضربه های تو. . .

 

لغت لغت نوشته ام ، وجود تو غنیمتی ست

و زخم ها ی زندگی ، فدای خنده های تو

کنار من نشسته ای ، گلایه می کنی ز من

و شرم بوسه های من ، به روی گونه های تو!

 

جدا.... جدا نمی شوم ، خدای بر زمین من –

- ز تو و کعبه ی دلم  : تب نگاه های تو!

طواف من به دور آن ، دو چشم قهوه ای تو

گواه اینکه ذکر من ، تو ترانه های تو

 

اگر صبا نمی وزد ، به دشت خشک و خسته ام

سهام باد خوش خبر ، نصیب کوچه های تو!

پیاده می روم ولی ، ببین که خسته نیستم

همیشه امن و آبیند ، تمام راه های تو

 

* * *

 

رهایتان نمی کنم ، گلایه هم نکن دگر!!!

که بسته زندگانیم ، به ذره ذره های تو

 

   + تک و تنها ( حسین ) ; ٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱٢/۱٥
    پيام هاي ديگران ()

آرزوی گنده ی تو!!

 

این شعر های خط خطی افسانه ی تو

« نارنج » و « آقا » و غزل دردانه ی تو!

گویی درون یاد و اشعار تو هستند

در واقعیت می شود بیگانه ی تو

 

هی واژه ها را جا به جا کردی تو اینجا

تا شعر هایت پر شود از ناله ی تو

گفتی غزل را نو سرودی بار دیگر

تا پر شود عطر گل آلاله ی تو

 

از آینه بیزاری از سنت فراری

یا اینکه ظلمت می شود کاشانه ی تو

گفتی کفن هم می شود رخت عروسی

« آقا » فقط گاهی شود همخانه ی تو؟!

 

من می نویسم شعرهایت را همیشه

اما نه با غم های پشت پرده ی تو

من می شکافم پرده ها را تا دوباره

باشم همان یک آرزوی گنده ی تو

   + تک و تنها ( حسین ) ; ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱٢/۳
    پيام هاي ديگران ()
     تو از بازی گریزانی ، من از بازیچه بودن سخت بیزارم