دو تا حیرون من و تو

ديگه عادتم شده....

 

دیگه عادتم شده گریه کنم بدون تو

یا که تو خیال خود سر بذارم رو شون ِ تو

دیگه عادتم شده ستاره ها رو نشمرم

یا چشام و بدوزم فقط به آسمون تو

 

تو می گی : سر به هوایی ، ولی من بدون تو...

روی پاهام نمی تونم بمونم به جون تو !

نگیری ازم بهونه ، من و گریون نکنی

نذاری ابری بشه چشمای مهربون تو

 

دل من منتظر یه « بله » از زبونته

یه دفه رد نکنه من و دل جوون تو؟!

دلم از یه حرف ساده چقدر آسون می گیره

نگو این حس حسادتت شده جنون تو

 

حالا وقتش شده یک نگا به قلبم بکنی

قلبی که نشونه رفته طرفش کمون تو

دل من شکسته از سوال و سین و جیم تو

چی می شد زخمی نمی کرد دلم و زبون تو؟!!!

 

   + تک و تنها ( حسین ) ; ٤:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/٢۸
    پيام هاي ديگران ()

تو از منم بدت مياد!!

 

واسه چی گریه می کنی؟ تو که گناهی نداری

نمی تونی بگی که جز ، من دیگه راهی نداری

من تو رو دوست دارم ولی ، عاشقی اجبار نداره

وقتو تو دوستم نداری ، شاید و انگار نداره!

عشق تو هم یه بازیه ، بازی تمومی نداره

آخر بازی چی میشه ؟ بیچاره ام یا آواره؟!

می تونی گولم بزنی ، بیشتر از این دل ببازم

با اینکه آزارم میدی ، بسوزم و باز بسازم

دل دو رو و پر ریات ، حرف من و گوش می کنه

شب نشده حرفام و هم ، با من فراموش می کنه!

هر چی که آزارم بدی ، قد خدا دوست دارم

یه وقت نیاد که فکر کنی ، دیگه صداقت ندارم

با این که من خوب می دونم ، تو از منم بدت میاد

بازم می گم : عزیز من ، عشقمو می ریزم به پات

 

   + تک و تنها ( حسین ) ; ٩:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۱٥
    پيام هاي ديگران ()
     تو از بازی گریزانی ، من از بازیچه بودن سخت بیزارم