دو تا حیرون من و تو

مستی و راستی و روز حساب.....

 

 

 

بوسه ای از لب شیرین تو می خواهد خواب

جرعه ای از می چشمان تو من را بی تاب

کرده تا مست تو و عشق تو باشم خاتون

بی نیازم دگر از میکده و کهنه شراب

 

 

فکر بد حالی من را نکن هی باده بریز

جام من جام جهان بین نشود بی می ناب

ماندنی نیست دلت!!!کار من هر شب شده این:

بدوم تا سحر هر بار و بری مثل شهاب...

 

 

چشم من خشک شد ایندفعه به در!؟ نه دیوار

عکسی از خاطره های من تو در دل قاب

بی گناهی من اینجا چه گناهی شده است!؟

می کشم هر نفس هر لحظه و هر روز عذاب

 

 

بخت یارم شده انگار!؟تو را می بینم!!!

عاشق دیدنت هستم چه حقیقت چه سراب

می شود محو سپیدی تنت صبح سپید

شبنم از چشمه چشمان تو می نوشد آب

 

 

کوچه پس کوچه این شهر تو را می بوید

عطر خوش بوی تنت ناب تر از مُشک و گلاب

بوسه ای از لب شیرین تو شد سهم دلم.....

«این غزل جای من امشب شده بد مست و خراب»

 

مستی و راستی ام لایق رسوایی نیست

مانده ام مست به امید تو و روز حساب...

 

دل نوشته:اون روزا ما دلی داشتیم ..........

   + تک و تنها ( حسین ) ; ٩:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱۸
    پيام هاي ديگران ()

عشق ابلیس است....

سلام به همه شما دوستای خوب....

راستش الان فقط واسه دلم آپ کردم و بس اما خیلی زود با یه شعر تازه وبلاگم و به روز می کنم.....

 

از این شب تردید و پر شک برگرد...

                                     ای کاش نمی شکستی از غصه و درد

تقصیر من و تو نیست «عشق ابلیس است»

                                           این حرف مرا خدا گواهی می کرد!!!

 

البته این شروع شعرم نیست این دو بیت فقط تیکه ای از دل نوشته های سانسور شده دفتر شعرم......

دل نوشته:از وقتی میام می شینم پیش شما و در د و دل می کنم حال و روزم بهتر شده...........

اما نمی دونم چرا هنوز:این روز ها دوباره بد اخلاق و خسته ام..................

 

 

   + تک و تنها ( حسین ) ; ٩:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱
    پيام هاي ديگران ()
     تو از بازی گریزانی ، من از بازیچه بودن سخت بیزارم