دو تا حیرون من و تو

بگذر از این گلایه که اینها بهانه است!

 

این شعر های بی سر و ته یک بهانه است !

گفتی که حرف های دلم عاشقانه است !

گفتی جدایی از تو برایم . . . نه! هیچوقت!

این ها دروغ های عجیب زنانه است

 

دیدم که عاشقی و صداقت ، صفا و مهر

در کل فریب های بد عامیانه است

حالا که رفته ای دل من با تو قهر کرد

آری تمام حرف دلم کودکانه است!

 

گفتی که وقت گریه دلت صاف می شود

دیدی که اشک های من اینجا روانه است؟!

همراه اشک من تو ببین آسمان گریست

شک کرده ای که اشک خدا صادقانه است؟

 

در زیر پای تو دل من ، قلب من شکست

اما گلایه های تو هم عادلانه است

گفتی که خرده های دلت ، زخم روح من!

این زخم های روح تو کار زمانه است

 

این تهمت بدی ست که عاشق نبوده ام

یا شعر های من همه اش مغرضانه است

حالا به انتهای غزل می رسم ، بیا –

- بگذر از این گلایه که اینها بهانه است

 

   + تک و تنها ( حسین ) ; ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۱۱
    پيام هاي ديگران ()
     تو از بازی گریزانی ، من از بازیچه بودن سخت بیزارم