دو تا حیرون من و تو

یک معذرت خواهی اینترنتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام ...

من معولا تو رفاقت واسه دوستام کم نمی زارم اما گاهی اتفاق افتاده

که نا خواسته به اونا بد کرده باشم.......این حرفا رو واسه این زدم که

از دوست خوبم فرهاد صفریان که تو یه دوره از زندگی پر دردسرم

مثل یه برادر به من کمک کرد و من....................................

معذرت خواهی کنم  تا بدونه اشتباهم و یادم نرفته و دوست دارم خیلی

زود جبرانش کنم

می دونم واست دردسر درست کردم اما خداییش عمدی این کارو نکردم.

 

 

 

و موج مصرع آخر!


شبیه بندر سردی که در تلاطم بود
همیشه در پس تردیدهای خود گم بود

تمام اسکله را چشم او قدم می زد
تمام اسکله را با تمام مردم بود


 به داس ماه پریشان نگاه تلخی کرد
هوا ، هوای گناه و هوای گندم بود

چهار فصل خدا را خزان درو می کرد
درانتظار نفسهای فصل پنجم بود

و فکر کرد به ماهی شدن به دریا ، موج
به غوطه ای که ندانست بار چندم بود

- سلام حضرت دریا، سلام حضرت موج!
سلام های لبالب که بی علیکم بود

و موج مصرع آخر دهان او را بست
دهان شاعر لالی که در تکلّم بود!

                                            (فرهاد صفریان)

 

 

این یکی از شعرهای فرهاد که من خیلی وقت ها با خودم زمزمه می کنم.

((پنهان گریه ها منتشر شد)) فرهاد جون مبارک باشه ما رو یادت نره........

   + تک و تنها ( حسین ) ; ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٥
    پيام هاي ديگران ()
     تو از بازی گریزانی ، من از بازیچه بودن سخت بیزارم