دو تا حیرون من و تو

خردادی ام همیشه و پاییز را نمی فهمم.......

می روم پا به پای هر راهی.....

از سمت راست سبقت غیر مجاز می گیرم

من عاشقم همیشه و عاشق تر از تو میمیرم

خردادی ام همیشه و پاییز را نمی فهمم

با این خزان پر شده از درد و یأ س درگیرم

 

ترسی ندارم از آژیر و گشت نا محسوس

توقیف و برگه های جریمه نداده تغییرم

از بین خاطرات تو معکوس می کشم پر گاز!؟

«مجنون بی قبیله و آلاله از تو هم سیرم»

 

حرفی نزن که گناه مرا بشویی باز

چیزی نگو به من از اشتباه و تقصیرم

سهم من از تو تمام ، تمام تنهایی....

در انعکاس آیینه هایت شکسته تصویرم

 

تن می دهم به آتش جانسوز عشق تو

تا عاشقانه نسوزم به خاک زنجیرم...

من همنژاد هزاران هزار ققنوسم

با مرگ آتشی که به جانم زدی تو پر گیرم

دل نوشت: از این نامهربونی ها دارم از غصه میمیرم

                            رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو می گیرم...

   + تک و تنها ( حسین ) ; ٩:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٦
    پيام هاي ديگران ()
     تو از بازی گریزانی ، من از بازیچه بودن سخت بیزارم