خداحافظ

خداحافظ 

 

بانوی شعر ها و غزل های من ، سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

حالا رسیده وقت سکوتم به یک کلام :

- دیگر نمی نویسم و این شعر آخر است

حتی غزل برای دلم می شود تمام !

 

چیزی نمانده جز غزل و این سکوت تلخ

حتی اثر نمی کند این لحظه ها دعام

گفتم که من ترانه هم از بر نمی کنم

آری ، ترانه های دلم می شود حرام

 

من در پی رها شدن از روزگار بد

این خاطرات کهنه و این حرف های خام

هی بسته بسته می کنم و می فرستمش –

- بی هیچ قید و شرط و نشانی ، بدون نام

 

این واژه های بی سر و ته ، حرف های مفت !

این ادعای معرفت و بودن مرام

من لحظه لحظه می دوم و خسته نیستم

اما نمی رسم به همین لحظه های رام

 

من جان خود به چشم و نگاه تو بسته ام

از قید زنده بودن خود اینچنین رَهام

حالا اسیر خاکم و این آخرین سخن :

- خوش بوده این جدایی و ایامتان به کام !

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
amir d2

سلام.عنوان وبلاگت قشنگه(دوتا حیرون من و تو ...).من هم آپ کردم .خوشحال میشم اگه یه سر بزنی به ما. موفق باشی <<<در پناه حق>>>

می نو

سلام......خودتم می دونی که من اول شدم......خب؟!!!!!! بذار این عکس لعنتی بره بالا! میام بقیه نظرم رو هم می دم....

somaye

سلام . . . سال نو مبارک . . . ايامتان به کام ؟!!! . . . ببينم می نو چی ميخواد بگه . . .

mirzaa - ghalamdoon

سلام ...سال نو مبارک .....غزل خيلی خوبی بود ولی اصرار عجيبی به استفاده کردن از تمام قافيه ها داشتی ! می شد از چند بيت صرف نظر کرد ....دستت درست ....سال نو رو خيلی با قدرت شروع کردی انشالله که همينجوری ادامه بدی ...

می نو

سلام....13 به در مبارک.......دیدی امسال با من بودی نحسی 13 نگرفتت!!!!!! با صورت نرفتی تو زمین!!!!!!!!!!!! سنگ با توپ!!! توی صورتت نخورد!!!!!!!!!! بهمنم نیومد رو سرت!!!!!!! سال خوبی رو برات آرزو می کنم....با یه عالمه پیشرفت های چشمگیر تر توی شعر و غزل و ترانه........... برقرار باش لطفا

کرگدن

گندت بزنن باقالی ! فروردين و غزل این مدلی ؟!! سيزده بدر تو ام مثل من تو ترافيک سرخه حصار به دو قسمت مساوی تقسيم شدی ؟!!! جات خالی عجب ويسکيی بود !!!!!

انتظار...انتظار...

سلام............چقدر بانوی شعرها و غزل هاتان زیباست....دارم عاشقش می شوم !!!............زیبا بود غزلتان و ایام بکام...........

Mariam

سلووووووووم...چقدر دلم گرفت...لعنت به اين آهنگ...دلم برای هر دوتون تنگ شده...به خداااااااااااااا...خيلی می خوامتون...از اينجا هم اگه رفتی...از غزل نبر...که بد جوری پيشرفت کردی...ديگه زبان غزلت شده زبان خودت...همين...يا علی.

می نو

سلام......چه سکوتی توی وبلاگت برقراره.....انگار رخوتی که بهار با خودش آورده به وبلاگ ها هم رخنه کرده.......... من بر خلاف تو هر فصلی رو با احساس ها و خوبی بدی های خودش می بینم....... اصلا بهار رو دوست ندارم........یاد همه ی چیز هایی می افتم که توی بهار اتفاق نیفتاده!!! نمی دونم......دل به تابستون خوش کنم یا نه!!!! تا بعد....

ساغر

ايول باحال بود................