هی دور تر از دور تر از دور شدی تو.....

ای سبز ترین خاطره در ذهن کویرم

یک عمر نوشتم که به عشق تو اسیرم

مهتاب شبم بودی و بانوی ترانه.....

من بی تو از این زندگی غم زده سیرم

 

 

هر لحظه و هر ثانیه من از تو نوشتم

یک روز نیامد که سراغ از تو نگیرم

هی دور تر از دور تر از دور شدی تو!؟

از غصه و این فاصله من یک شبه پیرم!!!

 

 

انگشت به سمت رُخ خود بردی و دیدی

لرزید دل مهره ی سرباز و وزیرم

بگذار که مات تو شود شاه دل من

آغوش خودت را بگشا تا که بمیرم

 

 

ذکر شب و روزم شده آهی پُر حسرت

آتش زده این واژه به دامان ضمیرم

با این کلمات از تو نوشتن که گناه است

شر منده نشد لایق تان شعر حقیرم...

/ 18 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گندم

مثل همیشه زیبا بود....با سلام.

عباس

سلام...خوبه که هنوزم شعر میگی یعنی زنده ای حس داری و میتونی حرفات رو جوری بگی که خودت میخوای نه اونجور که یادت دادن شعرت به دلم نشست...راستی حسین درست فکر کردی اما تو اولین نفری هستی که اینو فهمیدی (گیج نزن بابا) دلتنگی خودم رو میگم...یا حق

حمید

سلام عزیز...نه ایندفعه به سرم نزده!اینبار این فکر طلایی به سر اونا زده بود که بسه!

حمید

خوبی؟آقا کم پیدایی شدید!

وحید باقرلو

خیلی چاکریم ضمنا خدمتم تموم شد داداش، خیلی وقته...[مغرور][زبان][هورا]

می نو

می دونی کجای این شعرو خیلی دوست دارم؟ :انگشت به سمت رُخ خود بردی و دیدی لرزید دل مهره ی سرباز و وزیرم بگذار که مات تو شود شاه دل من آغوش خودت را بگشا تا که بمیرم .....................................راستی تو هم سبزی؟ آها.....بعضی ها از سر لج و لجبازی با من در اومدن.....لطف کن اگه از این کلمه ی مسخره ی مشد حسین آقا خوشت میاد که هیــــــــــــــــــــــــــــچ! اگه نه....به این دوستتون کرگدن بگو این لجبازی عاقبت خوشی نداره........!برقرار باشی و سبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز!!!

می نو

بزرگ ترين و آخرين گرد همايي طرفداران موسوي....فردا 20 خرداد از ساعت 4 ميدان انقلاب تا ميدان آزادي....براي دوستداران موسوي بفرستيد لطفا

بلبل شیدا

سلام اين اشعار مال خودتونه؟ بسيار زيبا بود آفرين[گل] چرا مشخصات خودتون را كامل ننوشتيد؟

حمید

سلام...بابا چشممون به این درگاه خشک شد!چرا آپدیت نمیکنی!؟

حمید

ضمنا تولدت هم مبارک!