دوباره موج غزل آرزوی دريا کرد

 

42-15298554.jpg?uniq=oacs25 

 

دوباره موج غزل آرزوی دریا کرد

و تکه تکه ی رود عزم ترک صحرا کرد

                               میان قافیه ها و ردیف ها می گشت

                               که کوله بار سفر را دوباره پیدا کرد

 

 

 

تمام هوش و حواسش به شعر رفتن بود

ترانه ای که دلش را عجیب شیدا کرد

                              نشست و وسوسه سیب سرخ را خط زد

                              اگر چه آدم قلبش هوای حوا کرد

 

 

 

شبیه کودکیش سنگ خسته ای برداشت

وشیشه های شب تیره را تماشا کرد

                              شکسته بود دلش از تمام خاطره ها

                              نگاه تلخ و سیاهی به صبح فردا کرد

 

 

 

برای رفتن از این کوه و دشت و این صحرا

حصار خاکی تن را یکی یکی وا کرد

                              رسیده بود به دریا و روح آزادش-

                            -درون قلب زلال و عمیق ماواء کرد

 

/ 16 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
می نو

مصرع ۳ و ۴ خب...خیلی معمولی و تکراری بود.....البته تکرار در شعر چیز طبیعیه ولی منظورم اون تکرار نیست بلکه تکرار این مصرع ها در شعر های متمادی با موضوع های مشابه در طول سالیانِ..... از مصرع ۷ و ۸ خوشم اومد....یه جورایی از اون رک گویی هاییه که خیلی باهاشون حال می کنم..... دو بیت بعدیش می تونم بگم شاه بیت های غزل شماست......

می نو

نو ، صریح ، با سبک و سیاقی آشنا! و بعد از اون به جرات می تونم بگم دیگه چیز تازه ای نداشت..... اما.......اصلا حرفام رو از جنبه ی منفی و عقب برنده نگاه نکن چون من فقط نظر شخصی خودم رو در مورد شعر گفتم و همون طور که خودت اعتقاد داری شعر وقتی گفته شد دیگه مال خود آدم نیست......در کل هم گفتم که موضوعی جدید بود با وصله پینه هایی که بین هر مصرع بود برای انسجام کل شعر که باز هم حرف هایی کم داشت....... باز هم شرمنده! برقرار باش لطفا.....

گندم

مثل هميشه زيبا و متين....با سلام.

مهدی معارف

سلام دوست خوبم ==== ==== برکه ی مهتاب به روز شده است مشتاقانه منتظر نظر ارزشمند شما خواهم ماند شاد و در پناه حق بمانید...

می نو

سلام......یادی از این دوست قدیمی نمی کنید!!!! (( کاشکی شعر مرا می خواندی )) به روز شد....... از ۱۶ خرداد تا حالا!

گلچين شعر

سلام . لطفا در نظر خواهی گلچين شعر شرکت کنيد . قبلا سپاسگزارم

پدرام

بسمه تعالی سلام شما به تولد کوچکترین و ضعیف ترین غزلسرای دنیای مجازی دعوت شدید ! ( چه افتخار بزرگی ) تولد تولد تولدم مبارک مُبارک مُ با ... از اونجایی که روز تولد من از نظر مراجع تقلید « ایّام الشک » معرفی شده به همین دلیل از شما دعوت می شود در روزهای 27خرداد الی 1 تیر ( بعدشم میتونید بیاید ) به آدرس قید شده در قسمت آدرس اینترنتی مراجعه فرمایید و هدیه های ناقابل خود را تقدیم من بفرمایید !!!! شوخی کردم بابا فقط یه جمله بسه ! ضمنا در همان مجلس نقد شعر هم داریم ( یه غزل یه مثنوی ) امید واریم با قدم های گرمتان دل ِ (( پدرام کوچولو)) را خوشحال کنید . منتظرتان هستم ! قربان شما پدرام کوچولو

گندم

ممنونم که به خلوتم سر زدی...مدتی نبودم....با سلام.

ف.شيدا

شعری زيبا لطيف ودوست داشتنی بود اميد همواره موفق باشيد