مسلخ تکرار

 

اسیر مسلخ تکرار می شوم بانو<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دوباره مست و گنهکار می شوم بانو

بیا که شب شد و من جای خواب می میرم

به صبح روی تو بیدار می شوم بانو

 

دوباره شعر تو را جای سوره می خوانم

درون شعر تو انکار می شوم بانو

به احترام نگاهت دهان خود بستم

نگو که موجب آزار می شوم بانو!

 

هنوز درد بدی در نگاه خود داری

برای درد تو بیمار می شوم بانو

ویار دست چپت بر جبین دل مانده!

بیا برای تو تبدار می شوم بانو

 

برای کندن این بیستون به ثانیه ای

به مهر عشق تو پر کار می شوم بانو!

اگر درون رگ تشنه ام نباشی تو

مثال آدم بی ثار می شوم بانو

 

تمام شعر من این نکته را کند تکرار :

- درون چشم تو هی تار می شوم بانو

و در غروب غم انگیز و مبهم پاییز

اسیر مسلخ تکرار می شوم بانو!

 

/ 22 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عليرضا بهرامي كه من باشم نه آن جعلي

سلام و عرض ادب و احترام. اين نخستين‌بار است كه به وبلاگ شما مي‌آيم. متاسفانه در عين خوشحالي از داشتن دوستان بسياري با دوستي‌هاي بسيار عميق، به‌هر دليل، ظاهرا كساني هم هستند كه از من به‌شدت متنفرند. در هر صورت، اين بيمار با ناراحتي روحي حاد، با حركتي كه از ديروز آغاز كرده است، دست‌كم مرا به آشنايي با شما مفتخر كرد. از جسارت منتسب به خودم هم پوزش مي‌خواهم. تا اطلاع ثانوي اگر سخني داشته باشم، با اي‌ميل ايسنا كه براي اين دوستمان غيرقابل دسترس است، بيان خواهم كرد. عليرضا بهرامي - ارادتمند شما و سردبير فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران

انتظار...انتظار...

سلام..........زيبا بود شعرتون...........اما بااين مصرع تار شدم.....درون چشم تو هی تار می شوم بانو............شعر قبلی رو من خبر دار نشدم................چرا اونوخت؟..............اسیر مسلخ تکرار می شوم آقا؟.............

علیرضا بهرامی

با سلام. یادم رفت اضافه کنم به زودی وقتی آن دیگری از این کار خسته شد باز هم با کامنت عرض ادب خواهم کرد. از یاد نبرید که ایسنا شعر آینده ایران را تعیین می کند نه هیچ شاعری. عليرضا بهرامي - ارادتمند شما و سردبير فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران

محمد(جستجوی شبانه)

سلام . بسیار زیبا بود . هم این شعرهاتون هم شعرهای قبل از این . موفق باشید و آرزو میکنم که همیشه نغمه عشق در زندگیتان نواخته شود .

بهزاد

سلام واقعا زيبا بود مخصوصا قطعه آخر منتظر کارای نو ات هستم

بهزاد

راستی به روزم نمی آی اونورا؟!

علیرضا بهرامی

یک نفر بود که با ما بود. فکر کردیم که سر در می آورد از ایلنا و ایکنا. دیدیم که آنجاست آنجا.

faezeh

سلام٬ چطوری ؟ خوبی؟ يه مدت زياد نبودم ٬ درگير امتحانای دانشگاه بودم و بعدش هم مسافرت ! راستی خيلی زيبا بود ٬ شعر های قبليت رو هم که نبودم خوندم ٬ عالی بود مثل هميشه . بازم سر ميزنم . يا حق...

ايراني

سلام ...زيبا بود ... فعلاْ‌يکی به نفع شما ... خدانگهدار ...

ماهی کوچولو

سلام دَ بَلو !!!!!!! مثل همیشه هم اکنون شما سر کار هستید....... اودم نت گفتم یه کامنت برات به یادگار بذارم!!!!! برقرار باش لطفا......