خدا جرم سیب و گندم........!!!

 

 

 

خدا

خدا جون سلام علیکم

نمی خوام نه سیب نه گندم!؟

غلط زیادی کردم....

به همین امام هشتم

زمین هر روزش یه رنگه

شاعرا می گن قشنگه!!!

همه چیز عجیب غریبه

خود دوستی ام یه جنگه!!!

آدما همه یه جورن

خیلی یا شون از تو دورن

بعضی یا عجول و پُر حرف

یه سری شونم صبورن

به سرم زده گمونم

نه!

به لب رسیده جونم!؟

چی دارم می گم تو شعرم!؟

بزار اون و باز بخونم!!!

خدا جون سلام علیکم

نمی خوام نه سیب نه گندم!؟

غلط زیادی کردم....

به همین امام هشتم

سخته پیدا کردن راه

وقتی افتادی تویک چاه!!!

یوسفم باشی ، نمی شی

تو عزیز مصر گمراه!!!

می دونم خودت می دونی

که شدم پیر تو جوونی

روزگارمم سیاهه

نه وفا ، نه مهربونی-

- ندیدن تو زندگیم من

نه یه دوست دارم نه دشمن!!!

کار مطمئن ، یه رویاس...

سخت دیدن و نگفتن

خیلی یا مثل من هستن

مثل خر تو گِل نشستن

کسی ام به فکر مون نیست

به خدا که خیلی پستن

چپ و راست ما سیاسی

من و درد بی حواسی!!!

جای ما کدوم جناح بود!؟

«جای آدمای عاصی؟؟؟»

رئیس انگاری جدیداً

گفته آمریکای دشمن

مانع ظهور آقا....

می شه با یه نقشه کلاً

چشم انگلیسم انگار

منتظر نشسته این بار

که اگه مانع ها افتاد

بکشه به جاش یه دیوار

گفته توی کشور ما

شاد شادن مرد و زن ها

چون رکود اقتصادی

توی خارجه نه اینجا!!!

به خودت قسم بریدم

هی از این حرفا شنیدم

دوتا شاخ کمه خداییش

یه دمم خودم کشیدم!!!

از رجال مجلس ما

یا نساء منتخب ها

کاری غیر از این ندیدیم

«حرف و جر و بحث و دعوا»

فکر و ذکرشونم حالا

شده : کی به صیونیست ها؟؟؟

 

sms داده و تبریک

گفته بابت چه چیز؟؟؟ ها!!!؟؟؟

روز عاشورا تو تهران

شنیدی که ابن مرجان!!!؟؟؟

امده با طرح و نقشه

کشته چند تایی رو پنهان!!!

باز بی بی من و صدا زد

ذهنم این ورق رو تا زد

دست شعرم و گرفت و

حرفی از گذشته ها زد

بی  بی :(به زبون محلی)

بَل بَگِم عُمرُم، زَمونَه

سی چِه ای روزا خزونَه!؟

انتخاب ما کَسی بی

که می گفتن از خو مونَه!!!

اما بعد از ای که رد شد

خرش از پُل ده ما....

رولَکِم دیَه شی گویم؟!

جُز الهی خوشَه فردا...

موج سبز ما بهاره

این خزون دَووم نداره

شب سرد و خالی از ماه!!!

به طلوع ما دچاره....

اما ترس من از اینه

که دو تا چشمام ببینه

پشت اسم سبز این فصل

یه زمستون تو کمینه!؟

بازی های لیگ قدرت

با دو تیم فقر و ثروت!!!

می شه پیگیری و بردن

سهم ما می شه به ندرت

مکر و حیله بی نهایت

داورانی بی کفایت

اشتباهاتی که تو جیح

کرده مسعود عنایت!!!؟؟؟

صبر عیوبم شد آخر

ای خدا می کوبم هی در!؟

چون فقط لطف تو مانده...

از گناه کهنه بگذر.......

 

 

 

حرف و التماس آخر:

 

 

«سیب و گندم رو نمی خوایم........مارو برگردون همون ور»

 

حرف دلم: کاشکی برگردی.....

بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست....

پر رنگ باشید تا بعد.......

/ 6 نظر / 19 بازدید
کرگدن

باحال بود حسین ... تو این فاز جدی جدی کارت درسته بی تعارف ... ریز نوشت هاتم که ... چی بگم بچه ...

م

،

غزل خونه

سلام طبق معمول محشر بود. اصلا در خودم نمی بینم بتونم شعر بلندی به این خوبی بگم. دمت گرم. مرسی...

ریحانه

واقعاعالی بود ممنون به خاطرنوشته های قشنگت

فاطمه انتظار

با سلام و احترام وبلاگ انتظار...انتظار به روز شده و مشتاقانه منتظرنظراتـــــ وانتقاداتـــــ شما دوستــــ گران قدراستــــــ .

می شناسمت ولی نمی دونی! پسر خوب

تو آخرشی. دمت گرم. طبع شعرت یه جاهایی آدم رو بهت زده می کنه!