آرزوی گنده ی تو!!

 

این شعر های خط خطی افسانه ی تو<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

« نارنج » و « آقا » و غزل دردانه ی تو!

گویی درون یاد و اشعار تو هستند

در واقعیت می شود بیگانه ی تو

 

هی واژه ها را جا به جا کردی تو اینجا

تا شعر هایت پر شود از ناله ی تو

گفتی غزل را نو سرودی بار دیگر

تا پر شود عطر گل آلاله ی تو

 

از آینه بیزاری از سنت فراری

یا اینکه ظلمت می شود کاشانه ی تو

گفتی کفن هم می شود رخت عروسی

« آقا » فقط گاهی شود همخانه ی تو؟!

 

من می نویسم شعرهایت را همیشه

اما نه با غم های پشت پرده ی تو

من می شکافم پرده ها را تا دوباره

باشم همان یک آرزوی گنده ی تو

/ 17 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسنg

سلام خيلی باحال شده. ببينم اين کلماتی که تو شعرت استفاده کردی اسم شعرهای همسرتونه ديگه؟؟؟؟ با اين حال خيلی قشنگ شده دستت درست حالا بای

ماهی کوچولو

سلام........دیدی از 5 تا گذر کرد؟ می خوام آپدیت کنم حال ندارم...!!!! بذار خریدم تموم بشه بعد!!!!!!!!!!! خب؟

می نو

سلام......خوبی؟ اومدم نقد!!! نه!!! اومدم فقط نظر بدم!!!

می نو

گاهی زبان حال و قدیمی با هم قاطی شده....! گاهی فعل ها درست سر جاشون قرار نگرفتن.......

می نو

ولی....همین سعی شما برای یک جوابیه....قابل تحسین ِ !!! قبول باشه ایشااله!!!!!!! برقرار باش لطفا!

بهزاد

سلام غزل خوبی بود نمی دونم چرا وسط شعرت احساس کردم که انگار می خوای يه جوری از دست قافيه خودت رو راحت کنی ! به هر حال ارزوی گنده هم تعبير جالبی بود. موفق باشی

بهزاد

در ضمن به روزم . خوشحال ميشم سر بزنی

بهزاد

سلام غزلت رو خوندم. زيبا بود نمی دونم چرا وسط شعر احساس کردم که زياد تو فکر جور کردن قافيه نيستی. شايد به دليل اين باشه که خودم اينجوريم. در ضمن تعبير آرزوی گنده خيلی جالب بود موفق باشی