فزت و رب الکعبه

 

فزت و رب الکعبه گفتی عرش لرزید

زهرا به استقبالت آمد تا که فهمید...

زینب به سر می ریخت خاک رفتنت را

دیگر حسین و مجتبی را هم نمی دید.

 

 

قوم بنی هاشم فقط خون گریه می کرد

از چشم عباس دلاور اشک جوشید

تاریک و تار و تیره شد چشمان کو فه

ماندم چرا هفت آسمان از هم نپاشید!؟

 

 

شق القمر را با دو چشمش دید محراب

بعد از تو دیگر کوفه در دنیا نخندید.

چاه پر از اسرار تو از خاطراتت

یک جمله می گوید به ما :«محرم نباشید»

 

 

این کوچه ها مغرورن از همراهی تو

اما زمین بعد از تو از تقدیر ترسید!!!

می چرخد هی دور خودش سر گیجه دارد

«دروازه دنیای فانی را ببندید!!!»

 

 

لعنت به دست ملجم بد سیرت پست

نفرین به شمشیری که بر فرق تو کوبید

«فزت و رب الکعبه »را گفتی علی جان

انسان هنوزم معنی آن را نفهمید.

/ 10 نظر / 19 بازدید
کرگدن

مرسی پسر ... مرسی ...

فرید صلواتی

در این زمانه چقدر نبودنش حس می شود . کاش که بودی .[ناراحت]

فرهاد

سلام حسین جون. بابا شعر مذهبی سرا!بابا شاعر ... دستت درست!

رضا

سلام....خوب بود....خوب و احساسی ...اما چرا!!؟؟ 1- "این کوچه ها مغرور××ن؟؟؟!!! از همراهی تو" 2- "می چرخد××× ؟؟؟؟!!!! ×××هی دور خودش سر گیجه دارد" مطمئنم گرفتی که چی می گم!!

غزل خونه

سلام حسین خییییییییییییییییییییییییییییییلی خوب بود. کفم برید. این یکی از بهترین شعرایی بود که ازت خونده بودم. خیلی عالی بود... مرسی... مرسی... مرسی...

همسربانو

سلام حسین آقا ارادت داریم خوبی؟ ببین این شعرت یه جاهایی زده به خاکی... یعنی به زبون کوچه بازار...مثل ((هنوزم)) ((مغرورن)) و ... چه عمدی باشه چه سهوی من که نمی بخشمت... داشتی.؟ ما قومیت های اقماری چه سینه چاک می کنیم واسه حراست از زبان شما پارسی گویان شیرین سخن شکر شکن!؟ راستی حسین آقا اگه ناراحت نمی شی دومین انتقادو بلندتر ختم کنم : الللآآآآآآهممممممم... ببین آخه شعر که زیارت عاشورا نیست واسه چی میای لعنت می فرستی به ملجم... تازه می دونی که ملجم بابای قاتل حضرت علیه نه خودش... چون خودش ابن ملجم بوده...بنا بر این یه درصد احتمال بده که باباهه راضی نبوده باشه به این قتل... اون وقت چی؟ مثلن الان می گن علیرضا بهشتی قاتل امام زمانه در حالیکه باباش آدم خوبی بوده... شاید اون ملجمم آدم خوبی بوده...یه تحقیقی از در و همسایه ها بکنی بد نیست! شوخی کردم ... عیسی به دینش ..موسی به دینش ... هر چی فریاد داری سر این قاتلای هزار و چارصد سال پیش بکش... ما که بخیل نیستیم.. فقط ما پیش باد نمی گیم... بشمااااااارم نمی گیم...

س.ه

به روزم با حال و روزی ابری

رضا

دلم تنگیده عزیز!...خصوصی داری

امیر نقی لو

سلام. شعراتون عالی بود. لذت بردم. خوشحال میشم سری هم به کلبه ی غم زده ی من بزنید. به امید دیدار

امید نقوي

سلام جان غزل به روز است با "عشق مثل چراغ‌هاي خطر" و منتظر نقد و نظر شما[گل]