یک معذرت خواهی اینترنتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام ...

من معولا تو رفاقت واسه دوستام کم نمی زارم اما گاهی اتفاق افتاده

که نا خواسته به اونا بد کرده باشم.......این حرفا رو واسه این زدم که

از دوست خوبم فرهاد صفریان که تو یه دوره از زندگی پر دردسرم

مثل یه برادر به من کمک کرد و من....................................

معذرت خواهی کنم  تا بدونه اشتباهم و یادم نرفته و دوست دارم خیلی

زود جبرانش کنم

می دونم واست دردسر درست کردم اما خداییش عمدی این کارو نکردم.

 

 

 

و موج مصرع آخر!


شبیه بندر سردی که در تلاطم بود
همیشه در پس تردیدهای خود گم بود

تمام اسکله را چشم او قدم می زد
تمام اسکله را با تمام مردم بود


 به داس ماه پریشان نگاه تلخی کرد
هوا ، هوای گناه و هوای گندم بود

چهار فصل خدا را خزان درو می کرد
درانتظار نفسهای فصل پنجم بود

و فکر کرد به ماهی شدن به دریا ، موج
به غوطه ای که ندانست بار چندم بود

- سلام حضرت دریا، سلام حضرت موج!
سلام های لبالب که بی علیکم بود

و موج مصرع آخر دهان او را بست
دهان شاعر لالی که در تکلّم بود!

                                            (فرهاد صفریان)

 

 

این یکی از شعرهای فرهاد که من خیلی وقت ها با خودم زمزمه می کنم.

((پنهان گریه ها منتشر شد)) فرهاد جون مبارک باشه ما رو یادت نره........

/ 5 نظر / 41 بازدید
آزاده

سلام مطلب جالب و گیرایی بود . موفق باشید

کرگدن

بابا رفیق ! بابا نادم ! بابا متنبه ! بابا عذرخواه ! بابا شهامت ! ضمنن وبلاگ خوبی داری به من هم سر بزن !!

فرهاد

حسین جون من نوکرتم دادا! چه بدی چه معذرت خواهی ؟! تو خودت آقایی ! شرمنده کردی به مولا

غزل خونه

سلام شرمنده یه مدتی نبودم. این روزا خیلی سرم شلوغه. این سه تا پست آخرت رو که نخونده بودم، خوندم و نابود شدم کلهم اجمعین... خب تو که راجع به فرهاد نوشتی لااقل چاب کتابشم تبریک میگفتی بهش دیگه!