تقدير

k96ptg.jpg?uniq=-zfx2kl

 

گاهی خدا میان غزل پیر می شود

او هم اسیر گردش تقدیر می شود

امروز آفریده یک انسان باشکوه

فردا از آفریدن ما سیر می شود

 

 

وقتی غزل به وسعت آیینه می رسد

احساس های خوب تو زنجیر می شود

چشم انتظار آمدن منجی ام ولی

هی چهره ها در آیینه تکثیر می شود

 

 

شب ناگهان مشوش تب می شود و باز

کابوس های خواب تو تعبیر می شود

در این کویر خشک ، تو دریا نمی شوی

مرداب خاطرات تو دلگیر می شود

 

 

گفتی نمی روی تو، ولی ساک بسته ای!

این سرنوشت توست برو دیر می شود

این حرف آخر است : چرا ای خدای من-

- انسان باشکوه تو تحقیر می شود؟

 

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايراني

سلام .. آنقدر نيامدي و نيامدم ... که در صفحات مجازي ناپديد شدم ...شعر زيبايي بود . خيلي زيبا خدانگهدار .

حسن فرجی

سلام و شب شما و همسر بزرگوارتون بخير همه شعرهاتون رو خوندم . همه خوب بودند . اما شعر من به آزادی... رو بيش از بقيه پسنديدم. ضمنا شما که همسری هنرمند دارين چرا تک و تنها؟ سر بزنين ممنون ميشم

مريم

سلام...به به ...چقدر شعر که من عقب موندم...همشو خوندم...ولی اين يکی عجب عالی بود: ////من به آزادی این ثانیه ها شک دارم//// به زمین ؟ نه! به زمان ؟ نه! به خدا شک دارم!////آفرین واقعا که پله های ترقی رو در غزل داری دوتا دوتا میری...حالا نخوری زمین...تا بعد...یا علی.

می نو

سلام...می بینــــــــــــــــــــــــم کــــــــــــــــــــــــــــه!!!! ببین بعد از سال ها همسر آقای باقرلو تشریف آوردن عزیزم........

ارثی زاد

سلام یک استکان غزل با غزلی بروز شد وقتی دلت می گیرد ضروریست باران ...

سميه

منم هی از همين سوالهای بو دار پرسيدم که شبيه اون پرنده قشنگه شدم ديگه . .. . !!!

همایون عطایی

سلام احوال شریف پوزش مرا بابت تاخیر پذیرا باشید این حرف آخر است : چرا ای خدای من- - انسان باشکوه تو تحقیر می شود؟ برقرار باشید

علی رشوند

بسيار عالی بود بقول تاگور هر کودکی که متولد می شود خداوند از انسان نا اميد نشده است به من سر بزنيد

آ.

سايتتون رو اتفاقی پيدا کرديم. ما سه نفريم که از اشعار شما کمی تا قسمتی خوشمان آمد.